![]() |
![]() |
|
| وبلاگی برای رهپـویـان حقـیقـت برای آنان که با انـصاف و واقع بینی به دنبال واقعیت ها هستـند |
|
بهائیان معتقدند که انسان تنها از طریق پیغمبران – که در اصطلاح بهائی "مظاهر امر" نامیده می شوند – با خدا پیوند می یابد. درالهیات بهائی پیامبران خدا گروهی از افراد بشرند که از لحاظ ماهیت و کیفیت خود با دیگر مردمان تفاوت دارند. تفاوت آنان با سایر افراد بشر نسبی نیست بلکه همانگونه که جماد و نبات و حیوان و انسان تفاوتی بنیادی با یکدیگر دارند، پیامبران نیز تفاوتشان با آدمی بنیادی است. بدین ترتیب اینان از نوابغ نیستند که از لحاظ فکر و هوش برتر از دیگران باشند. از عالمان و دانشمندان نیز نیستند که فضیلت دانش بیشترنسبت به دیگران داشته باشند. بلکه کسانی به ظاهر انسانند که روان ایزدی درآنان جریان دارد. پیوند میان خدا و انسان تنها از راه اعتقاد به این رسولان امکان می یابد. اینان حاملان پیام و بنیانگزاران دین خدایند؛ رازگشای ساحت اخلاق و راهنمای رفتار اخلاقی انسانند. بدین ترتیب چون همه از یک سرچشمه – خدا – مایه می گیرند، تا آنجا که مربوط به خودشان شود، با یکدیگر تفاوتی ندارند. به همین جهت دین هائی که بنیان نهاده اند، از لحاظ اصل و مبداء با یکدیگر متفاوت نیستند. تفاوت هائی که در میان پیغمبران و دین هایشان وجود دارد از تفاوت شرایط زمان و مکان پدید می آید. هنگامی که یکی از ایرانیان از بنیانگزار آئین بهائی دربارۀ برتری پیامبران و ادیان گوناگون پرسیده بود، حضرت بهاالله در پاسخ او نامه ای نگاشتند که خلاصۀ آنچه را که بهائیان دربارۀ پیغمبران و ادیانشان بدان اعتقاد دارند، در بر دارد : "... درآن نامۀ دلپسند نگارش رفته بود که «کدام یک از کیش آوران بر دیگری برتری دارد؟» در اینجا خداوند یگانه می فرماید: «میان پیمبران جدائی ننهیم، چون خواست همه یکی است و راز همگی یکسان. جدائی و برتری میان ایشان روا نه.» پیمبر راستگو خود را به نام پیمبر پیشین خوانده ... اگر چه پیدایش ایشان درجهان یکسان نه و هر یک به رفتار و کردار جداگانه پدیدارو درمیان خردی و بزرگی نمودار، ولی ایشان مانند ماه تابان ... این نه بیشی و کمی است ولی جهان ناپایدار شایستۀ اینگونه رفتار است. چه هرگاه خداوند بی مانند پیغمبری را به سوی مردمان فرستاد به گفتار و رفتاری که سزاوار آن روزبود نمودار شد. خوست یزدان از پدیداری فرستادگان دو چیز بود: نخستین رهانیدن مردمان از تیرگی نادانی و رهنمائی به روشنائی دانائی، دویم آسایش ایشان و شناختن و دانستن راه های آن. پیغمبران چون پزشکانند که به پرورش گیتی و کسان آن پرداخته اند تا به درمان یگانگی بیماری بیگانگی را چاره نمایند. در کردار و رفتار پزشک جای گفتار نه، زیرا که او بر چگونگی کالبد و بیماری های آن اگاه است. و هرگز مرغ بینش مردمان به فراز آسمان دانش او نرسید. پس اگر رفتار امروز پزشک را با گذشته یکسان نبینند، جای گفتار نه، چه که هر روز بیمار را روش جداگانه سزاوار. و همچنین پیغمبران یزدان هرگاه که جهان را به خورشید تابان دانش درخشان نمودند، به هر چه سزاوار آن روز بود مردم را به سوی خداوند یکتا خواندند و آنها را از تیرگی نادانی به روشنایی دانایی راه نمودند. پس باید دیدۀ مردم دانا به راز درون ایشان نگران باشد، چه که همگی را خواست یکی بوده وآن راهنمائی گمگشتگان و آسودگی درماندگان است. "باز در«چگونگی کیش ها» نگارش رفته بود. خردمندان، گیتی را چون کالبد مردمان دانسته اند. چنانکه ]کالبد مردم[ را پوشش باید، کالبد گیتی را هم پوشش داد و دانش شاید. پس کیش یزدان جامۀ او ]گیتی[ است. هر گاه کهنه شود به جامۀ تازه او را بیاراید. هر گاهی را روش جداگانه سزاوار. همیشه کیش یزدانی به آنچه شایسته آن روز است هویدا و آشکار." (منتخباتی از آثار حضرت بهاءالله، ص 58-59) در یکی از نوشته های حضرت عبدالبهاء، جانشین بنیانگزارآئین بهائی، چنین آمده است: "دین الله یکی است که مربی عالم انسانی است ولکن تجدد لازم. درختی را چون بنشانی روز به روز نشو و نما نماید و برگ و شکوفه کند و میوۀ تر به بار آرد، لکن بعد از مدت مدید کهن گردد و از ثمر بازمی ماند لذا باغبان حقیقت [خدا] دانۀ همان شجر را گرفته، در زمین پاک می کارد؛ دوبارۀ شجر اول ظاهر میشود." (امر و خلق، ج 2، ص 123 ) بدین ترتیب به اعتقاد بهائیان پیغمبران و دین های آنان از وحدتی درونی برخوردارند و درمقایسه با ذات خود، یکی بیش نیستند وتفاوت هایی که در میان آنان وجود دارد، حاصل تفاوت اوضاع زمان و مکانی است که در آن پدید آمده اند. |
|
+نوشته شده
توسط ابن اسد
|
|
صفحه نخست آدرس ایمیل آرشیو |
| راجع به وبلاگ |
...اگر بخواهیم حقیقت را بیابیم باید ترک تعصبات نماییم و دیده ای بینا و عقلی سلیم داشته باشیم. هیچگاه خود را بر حق و سایرین را بر باطل ندانیم. چه این امر مانعی عظیم در راه اتحاد است. اگر طالب حقیقتیم بدانیم که حقیقت همواره یکی است و هیچ حقیقتی ضد و مخالف با حقیقت دیگر نتواند. نباید محبت را در یک دین و یا یک شخص منحصر کنیم و خود را مقید به تقالید سازیم. باید از این قیود آزاد شویم تا بتوانیم با آزادی فکر تحری کنیم و حقیقت را بیابیم...
حضرت عبدالبها |
| نوشته های پیشین |
|
85/12/01 - 85/12/29 84/12/01 - 84/12/29 |
| موضوعات مطالب |
|
(1) کلیاتی دربارۀ جایگاه دین در تاریخ (2) اصول اعتقادات بهائیان (3) مختصری از تاریخ آئین بهائی (4) برگزیده ای از آثار بهائی |
|
RSS
|