![]() |
![]() |
|
| وبلاگی برای رهپـویـان حقـیقـت برای آنان که با انـصاف و واقع بینی به دنبال واقعیت ها هستـند |
|
در این میان بهائیان وجه مشترکی با همۀ گروه هائی که بدانها اشاره شد، دارند. از یک سو می بینند که آنچه از ادیان گذشته باقی مانده در بسیاری از مواقع عامل بیدادگری و زیان و آزار شده است. از سوئی دیگر شاهد آنند که نیروی زاینده و آفرینشگر دین دیگر بشر حیران و در آرزوی درمان را راهی به دهی نمی نماید. از جهتی قانون ها و توجیه ها و تعبیرهای دین های موجود را جوابگوی دشواری های کنونی جهان نمی یابند ولی در عین حال نظریه های شایع زمان را نیز درمان پایداری برای درد های انسان نمی دانند. آسیب شناسی بهائیان در مورد دین همانند دیگر مردمان است منتهی راه چاره را در ساحتی دیگر می جویند. اینان بر این باورند که دین باید تجدید شود؛ اصول آن باید از نو تعبیر گردد؛ فروع و قوانین و احکام مربوط به روابط شخصی و اجتماعی آن باید با نیازهای زمان و مکان هماهنگی یابد و هدف هایش باید بررسی و از نوع تعیین شود. اما بهائیان ایجاد این تغییرات را درقلمرو توانائی انسان نمی بینند، زیرا هر گاه افراد بشر خواسته اند اصلاحاتی از آن گونه که گفته شد دردین ایجاد کنند، به شمارفرقه ها افزوده اند و تفرقه به بار آورده اند و آخر کار به جای درمان درد، شدت درد را افزون ساخته اند. بدین ترتیب اینان معتقدند که ایجاد تغییر در دین باید توسط همان مبدائی صورت گیرد که دین را به وجود آورده است. حدود صد و سی سال پیش حضرت بهاالله، مؤسس آئین بهائی شرایط جهان را چنین دیده و راه درمان را اینگونه ارائه داده است: "... رگ جهان در دست پزشک داناست؛ درد را می بیند و به دانایی درمان می کند. هر روز را رازی است و هر سر را آوازی. درد امروز را درمانی و فردا را درمان دیگر. امروز را نگران باشید و سخن از امروز رانید. دیده می شود گیتی را دردهای بیکران فرا گرفته و او را بر بستر ناکامی انداخته. مردمانی که از بادۀ خودبینی سرمست شده اند، پرشک دانا را از او باز داشته اند؛ این است که خود و همۀ مردمان را گرفتار نموده اند. نه درد می دانند، نه درمان می شناسند. راست را کژ انگاشته اند و دوست را دشمن شمرده اند ... "(مجموعۀ الواح مبارکه، ص 261) آدمی را برای زندگی در این جهان راه و روشی باید. هدف و غایتی لازم است تا انسان توانائی لازم را داشته باشد که در کوره راه های دشوار زندگی تاب سختی بیاورد و گام بردارد. بشر را آرمان یا آرمان هائی نیاز است تا به امید آن عمر را به سر برد و با کوشش برای رسیدن به آن معنایی به زندگی خود بخشد. دین همواره راه و روش و غایت و آرمان به مردمان داده است. بهائیان چنین اعتقاد دارند که ادیان گذشته دیگر پاسخ مناسبی برای دشواری های جهان امروز ندارند، زیرا که زمان کارآئی آنها به سر آمده است. بدین سبب است که معتقدند که خدا بار دیگر روزنۀ جهان ناپیدا را گشوده و فرستادۀ دیگری ظاهر ساخته و دینی متناسب با مقتضیات زمان به مردمان ارزانی داشته است.
|
|
+نوشته شده
توسط ابن اسد
|
|
صفحه نخست آدرس ایمیل آرشیو |
| راجع به وبلاگ |
...اگر بخواهیم حقیقت را بیابیم باید ترک تعصبات نماییم و دیده ای بینا و عقلی سلیم داشته باشیم. هیچگاه خود را بر حق و سایرین را بر باطل ندانیم. چه این امر مانعی عظیم در راه اتحاد است. اگر طالب حقیقتیم بدانیم که حقیقت همواره یکی است و هیچ حقیقتی ضد و مخالف با حقیقت دیگر نتواند. نباید محبت را در یک دین و یا یک شخص منحصر کنیم و خود را مقید به تقالید سازیم. باید از این قیود آزاد شویم تا بتوانیم با آزادی فکر تحری کنیم و حقیقت را بیابیم...
حضرت عبدالبها |
| نوشته های پیشین |
|
85/12/01 - 85/12/29 84/12/01 - 84/12/29 |
| موضوعات مطالب |
|
(1) کلیاتی دربارۀ جایگاه دین در تاریخ (2) اصول اعتقادات بهائیان (3) مختصری از تاریخ آئین بهائی (4) برگزیده ای از آثار بهائی |
|
RSS
|