![]() |
![]() |
|
| وبلاگی برای رهپـویـان حقـیقـت برای آنان که با انـصاف و واقع بینی به دنبال واقعیت ها هستـند |
|
گفته شد که بهائیان به خدای یگانه اعتقاد دارند. همچنین گفته شد که پیغمبران خدا از آنجا که از مبدائی یگانه مایه می گیرند، در ذات خود با هم یکی هستند و نیزگفته شد که چون اینان پیام آوران خدائی یگانه اند، پیام آنان میز در اصل خود یگانه است. در اعتقاد بهائی این همه یگانگی باید ناگزیر به یگانگی انسان ها بیانجامد. این اصل که در اصطلاح بهائیان "وحدت عالم انسانی" نامیده می شود، هدف اصلی و مقصد نهائی آئین بهائی است. دیانت بهائی نیز مانند دیگر دین ها هم روئی به سوی رستگاری و سعادت فردی انسان دارد و هم متوجه سعادت اجتماعی اوست. تاکید دیانت بهائی بیشتر بر سعادت اجتماعی و است، زیرا تمدّن ها و فرهنگ های جهان در این دوره از تکامل بشری بیش از پیش به هم پیوسته اند و ملت های جهان ناگزیر دریافته اند آنها اجزاء تشکیل دهندۀ یک کل اند و سعادت جز تنها با در نظر گرفتن سعادت کل می تواند مفهوم داشته باشد. البته در دیانت بهائی تاکید بیشتر بر سعادت جمعی به معنای نفع کردن یا بی ارزش دانستن سعادت فردی نیست، بلکه این تاکید فقط حاکی از عدم کفایت و نابسندگی سعادت فردی و گویای وابستگی یکی بر دیگری است آنچه به اختصار می توان دربارۀ سعادت فردی گفت این است که از نظر دیانت بهائی آدمی سرشتی "آسمان – زمینی" دارد: دارای نهاد و طینتی الهی و آسمانی است و در این جهان خاکی و برزمین روزگار می گذراند. به تعبیر عرفانی انسان مانند یک نی است که از نیستان، از اصل خود بریده شده و به دور مانده است. از جهان بیکران و بی رنگ یگانگی ایزدی به این جهان که عرصۀ محدودیت و کثرت است، افکنده شده است. بدین سبب همواره چشم دلش نگران وطن اصلی و صمیم جانش مشتاق پیوستن به سرچشمۀ خویش است. در عرفان بهائی علت آفرینش آدمی محبت خدا نسبت به او بوده است. بدین ترتیب رابطۀ انسان با مبداء خود در وهلۀ اول رابطه ای عاشقانه و دوستانه است. خدا بدان سبب که انسان را دوست می داشته او را آفریده و به او گفته "من به تو مأنوسم". آنچه آزار و درد و بیماری که انسان در این جهان بدان دچار گشته و می گردد ناشی از دوری او از خداست. درمان این همه درد را حضرت بهاالله چنین بیان نموده است: "طبیب جمیع علت های]امراض[ تو ذکر من است، فراموشش منما". سهمی که عبادات در دیانت بهائی بر عهده دارد همانا آرامش بخشیدن به نا آرامی انسان از دوری از خداست. مرهم نهادن بر زخم فراق او از معشوق حقیقی اوست، برآوردن نیاز و اشتیاق ذاتی انسان به خداست. به گفتۀ مؤسس دیانت بهائی: "قلب انسان جز به عبادت رحمن (خدا) مطمئن نگردد و روح انسان جز به ذکر یزدان مستبشر نشود. قوت عبادت به منزلۀ جناح (بال) است، روح انسان را از حضیض ادنی به ملکوت ابهی عروج دهد و کینونات بشریه را صفا و لطافت بخشد و مقصود جز به این وسیله حاصل نشود." (رسالۀ گنجینۀ حدود و احکام، ص 13) درآئین بهائی عباداتی چون نماز و روزه و دعا و مناجات، هرگاه با صداقت و دورازریا انجام شود، می تواند ضامن سعادت شخصی آدمی باشد. اما انسان در خلاء زندگی نمی کند. در جهان و در میان دیگر مردمان و با آنها به سر می برد. گوشه گیری از جامعه در آئین بهائی نه تنها ستایش نشده بلکه نکوهش نیز گردیده است. چنانچه گفته شد افراد انسان اجزاء تشکیل دهندۀ یک کل اند که جامعۀ انسانی نام دارد. سعادت فردی بدون کسب سعادت اجتماعی، دست کم در جهان امروز امکان پذیر نیست. آئین بهائی برای دستیابی به سعادت اجتماعی – و در نتیجه سعادت فردی – راهکارهائی پیشنهاد کرده است که از نظر بهائیان راه امن و امان رسیدن به آن مقصد است. در آئین بهائی منزل مقصود و سعادت اجتماعی در ایجاد "وحدت عالم انسانی" است. این اصل همانگونه که گفته شد هدف اصلی دیانت بهائی است. جمیع تعالیمی که در آئین بهائی آمده، همۀ قوانینی که در آن وضع شده، تمامی احکامی که در آن صادر گردیده و به طور خلاصه هر آنچه امر بهائی را تشکیل می دهد، به منظور پدید آوردن و گستردن و ماندگار ساختن "وحدت عالم انسانی" به وجود آمده است. ناگفته پیداست که برای رسیدن به هر هدفی باید راه و روش و وسیله ای مناسب برگزیده شود. بهائیان برای رسیدن به "وحدت عالم انسانی" به یک رشته "تعالیم اجتماعی و روحانی" اعتقاد دارند و انجام آن را شرط لازم و کافی برای رسیدن به هدف والای خویش می دانند. |
|
+نوشته شده
توسط ابن اسد
|
|
صفحه نخست آدرس ایمیل آرشیو |
| راجع به وبلاگ |
...اگر بخواهیم حقیقت را بیابیم باید ترک تعصبات نماییم و دیده ای بینا و عقلی سلیم داشته باشیم. هیچگاه خود را بر حق و سایرین را بر باطل ندانیم. چه این امر مانعی عظیم در راه اتحاد است. اگر طالب حقیقتیم بدانیم که حقیقت همواره یکی است و هیچ حقیقتی ضد و مخالف با حقیقت دیگر نتواند. نباید محبت را در یک دین و یا یک شخص منحصر کنیم و خود را مقید به تقالید سازیم. باید از این قیود آزاد شویم تا بتوانیم با آزادی فکر تحری کنیم و حقیقت را بیابیم...
حضرت عبدالبها |
| نوشته های پیشین |
|
85/12/01 - 85/12/29 84/12/01 - 84/12/29 |
| موضوعات مطالب |
|
(1) کلیاتی دربارۀ جایگاه دین در تاریخ (2) اصول اعتقادات بهائیان (3) مختصری از تاریخ آئین بهائی (4) برگزیده ای از آثار بهائی |
|
RSS
|